فیزیک امروزی ولی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود که پدیدههایی به وسیله برخی از فیزیکدانان مشاهده شد که با دانش فیزیک آن فرصت قابل توضیح عدم وجود یا این که در حالتیکه توضیحی ارائه می شد، در
غرض مهم دانش فیزیک تعریف کل پدیدههای طبیعی قابل مشاهده و غیرقابل مشاهده برای انسان، بوسیله سبکهای ریاضی (به اصطلاح پاره ایکردن طبیعت) معلم خصوصی فیزیک در مشهد میباشد.
تا پیش از قرن بیستم، با مجموعهبندی پدیدههای قابل مشاهده تا آن روز، فرض بر این بود که طبیعت از ذرات دنیوی تشکیلشدهمیباشد و تک تک پدیدهها به واسطهٔ دو نوع برهمکنش در میان ذرات (برهمکنشهای گرانشی و الکترومغناطیسی) چهره می دهند. برای تعریف این پدیدهها عقیدههای پایین به تدریج صورت گرفته و تکامل یافتند:
مکانیک کلاسیک (تعریف اخلاق اجسامی که اندازهای بی آلایش داراهستند و با سرعتی بی آلایش در هم اکنون تکاناند)
الکترومغناطیس (تعریف اخلاق مواد و اجسام دارنده توشه الکتریکی)
ترمودینامیک و مکانیک آماری (تعریف پدیدههای مربوط به گرما بر حسب کمیتهای ماکروسکوپی یا این که میکروسکوپی)
به تمام این عقیدهها فیزیک کلاسیک گفته میگردد.
ورنر هایزنبرگ، موفق پاداش نوبل فیزیک در سال ۱۹۳۲، از تأثیرگذارترین اشخاص در توسعه و گسترشٔ فیزیک اتمی
در اولِ قرن بیستم پدیدههایی مشاهده شدند که به وسیله این عقیدهها قابل تعریف نبودند.
بعداز پیشرفتهای بسیار بنیادین در ربع نخستین قرن بیستم، عقیدههای فیزیکی با عقیدههای کاملتری کهاین پدیدهها را نیز تعریف میکردند جایگزین گشتند. مهمترین تغییرو تحول، تشکیل دو دینامیک متعدد برای اجسام خرد و اجسام گرانقدر میباشد. زیرا دینامیک اجسام گرانقدر از حیث ساختاری و مفاهیم به دینامیک قبل قربت متعددی دارااست (خلاف دینامیک اجسام ریز که ساختاری به طور کاملً گوناگون دارااست) عقیدهها به دو تیم دینامیک کلاسیک اصلاح گردیده (با اساسٔ مکانیک نیوتنی) و مکانیک کوانتومی تقسیم شدند.
عقیدههای دیگری درفیزیک امروزی بهتدریج صورت گرفتند که عبارتاند از:
نسبیت عام (برهمکنش گرانشی و دینامیک اجسام تبارک)
مکانیک کوانتومی (دینامیک اجسام ریز)
مکانیک آماری (جنبش آماری ذرات بر شالودهٔ دینامیک کوانتومی)
الکترودینامیک کلاسیک (برهمکنش الکترومغناطیسی و نسبیت خاص)
نموداری ابتدایی، که قلمروهای اساسی فیزیک را به طور بی آلایش نماد میدهد
بعد ها با پیدا شدن دو برهمکنش دیگر (برهمکنش هستهای کارکشته و برهمکنش هستهای ضعیف) برای فرمولبندی آنها هم مبادرت شد و از نسبیت خاص برای کل عقیدهها به کار گیری شد و تمام عقیدهها عبارت شدند از:
نسبیت عام
مکانیک آماری
الکترودینامیک کوانتومی QED (برهمکنش الکترومغناطیسی و دینامیک کوانتومی)
کرومودینامیک کوانتومی QCD (برهمکنش هستهای کار کشته و دینامیک کوانتومی)
۵-عقیدهٔ ضعیف کوانتومی (برهمکنش هستهای ضعیف و دینامیک کوانتومی بعداً با تلفیق با الکترودینامیک عقیده الکترو ضعیف کوانتومی را تشکیل داد)
فیزیک امروزی ولی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود که پدیدههایی به وسیله برخی از فیزیکدانان مشاهده شد که با دانش فیزیک آن فرصت قابل توضیح عدم وجود یا این که در حالتیکه توضیحی ارائه می شد، در
غرض مهم دانش فیزیک تعریف کل پدیدههای طبیعی قابل مشاهده و غیرقابل مشاهده برای انسان، بوسیله سبکهای ریاضی (به اصطلاح پاره ایکردن طبیعت) معلم خصوصی فیزیک در مشهد میباشد.
تا پیش از قرن بیستم، با مجموعهبندی پدیدههای قابل مشاهده تا آن روز، فرض بر این بود که طبیعت از ذرات دنیوی تشکیلشدهمیباشد و تک تک پدیدهها به واسطهٔ دو نوع برهمکنش در میان ذرات (برهمکنشهای گرانشی و الکترومغناطیسی) چهره می دهند. برای تعریف این پدیدهها عقیدههای پایین به تدریج صورت گرفته و تکامل یافتند:
مکانیک کلاسیک (تعریف اخلاق اجسامی که اندازهای بی آلایش داراهستند و با سرعتی بی آلایش در هم اکنون تکاناند)
الکترومغناطیس (تعریف اخلاق مواد و اجسام دارنده توشه الکتریکی)
ترمودینامیک و مکانیک آماری (تعریف پدیدههای مربوط به گرما بر حسب کمیتهای ماکروسکوپی یا این که میکروسکوپی)
به تمام این عقیدهها فیزیک کلاسیک گفته میگردد.
ورنر هایزنبرگ، موفق پاداش نوبل فیزیک در سال ۱۹۳۲، از تأثیرگذارترین اشخاص در توسعه و گسترشٔ فیزیک اتمی
در اولِ قرن بیستم پدیدههایی مشاهده شدند که به وسیله این عقیدهها قابل تعریف نبودند.
بعداز پیشرفتهای بسیار بنیادین در ربع نخستین قرن بیستم، عقیدههای فیزیکی با عقیدههای کاملتری کهاین پدیدهها را نیز تعریف میکردند جایگزین گشتند. مهمترین تغییرو تحول، تشکیل دو دینامیک متعدد برای اجسام خرد و اجسام گرانقدر میباشد. زیرا دینامیک اجسام گرانقدر از حیث ساختاری و مفاهیم به دینامیک قبل قربت متعددی دارااست (خلاف دینامیک اجسام ریز که ساختاری به طور کاملً گوناگون دارااست) عقیدهها به دو تیم دینامیک کلاسیک اصلاح گردیده (با اساسٔ مکانیک نیوتنی) و مکانیک کوانتومی تقسیم شدند.
عقیدههای دیگری درفیزیک امروزی بهتدریج صورت گرفتند که عبارتاند از:
نسبیت عام (برهمکنش گرانشی و دینامیک اجسام تبارک)
مکانیک کوانتومی (دینامیک اجسام ریز)
مکانیک آماری (جنبش آماری ذرات بر شالودهٔ دینامیک کوانتومی)
الکترودینامیک کلاسیک (برهمکنش الکترومغناطیسی و نسبیت خاص)
نموداری ابتدایی، که قلمروهای اساسی فیزیک را به طور بی آلایش نماد میدهد
بعد ها با پیدا شدن دو برهمکنش دیگر (برهمکنش هستهای کارکشته و برهمکنش هستهای ضعیف) برای فرمولبندی آنها هم مبادرت شد و از نسبیت خاص برای کل عقیدهها به کار گیری شد و تمام عقیدهها عبارت شدند از:
نسبیت عام
مکانیک آماری
الکترودینامیک کوانتومی QED (برهمکنش الکترومغناطیسی و دینامیک کوانتومی)
کرومودینامیک کوانتومی QCD (برهمکنش هستهای کار کشته و دینامیک کوانتومی)
۵-عقیدهٔ ضعیف کوانتومی (برهمکنش هستهای ضعیف و دینامیک کوانتومی بعداً با تلفیق با الکترودینامیک عقیده الکترو ضعیف کوانتومی را تشکیل داد)

کیهانی مهیا مینماید.